Wednesday, November 23, 2005

Please save pasargad نجات پاسارگاد/ نامه به یونسکو

این را همینحالا دریافت کردم و برای آگاهی دوستان و اقدام می آورم. موفق باشیم

This i found now in my inbox and post it for now.

Jay Baba
Please save pasargad

LOtfan Pasargad raa nejaat dahid

Please copy and paste this letter and send to UNESCO

E-mail: spokesperson@unesco.org

Fax:33-1-45 68 55 96

To: Mr. Koïchiro Matsuura,

Director-General

UNESCO

Dear Sir,

Following the letter of International Committee to Save the Archeological Sites of the Pasargad Plains to you, dated 10/10/2005, and since you have ignored our request for acting to stop this horrendous act of cultural catastrophe, I would like to bring this case to your attention once again. The time is short. The dam will begin its operations at the beginning of February 200 6 and your active response to this situation is highly recommended and expected by all responsible members of the human society

Sincerely,

2 Comments:

Blogger louiswarner63566811 said...

I read over your blog, and i found it inquisitive, you may find My Blog interesting. So please Click Here To Read My Blog

http://pennystockinvestment.blogspot.com

7:02 AM  
Blogger Virus said...

خاطراتی از سالهای جوانی امام تا زمان رحلت آیت الله العظمی بروجردی
*************************
1- به آقا بگوییم مرتب تشریف بیاورند
حضرت امام در یکی از تابستان ها که در تهران بودند ، در نماز جماعت آیت الله سید ابوالحسن رفیعی قزوینی شرکت می کردند . آقای رفیعی در مسجد جمعه تهران برای نماز مغرب و عشاء اقامه جماعت می نمودند ، اما منظم نمی آمدند .
یک روز که آقای رفیعی دیر کردند ، حضرت امام بلند شدند و به مردمی که در آن نماز جماعت شرکت کرده بودند ، گفتند : « بیایید با هم به آقا بگوییم مرتب بیاید . این جوری که ایشان غیر مرتب می آیند وقت بسیاری از مردم ضایع می شود . همه با هم بگوییم که مرتب تشریف بیاورند .
بعد از آن ، آقای رفیعی تشریف آوردند و شروع کردند به نماز . نماز که خوانده شد ، یکی نفر به آقا گفت : « یک سید جوانی به مردم می گفت که به آقا بگوییم مرتب بیاید . ایشان تقریبا ً به نا مرتب آمدن شما اعتراض داشت . »
آقای رفیعی فرمودند : « آن سید ، کی بود ؟ »
آن شخص حضرت امام را که آن طرف نماز می خواندند نشان داد . همین که چشم آقای رفیعی به حضرت امام افتاد ، فرمودند : « ایشان حاج آقا روح الله هستند ، مردی هستند بسیار فاضل و وارسته و بسیار با تقوا و منظم و مهذب . حق با ایشان است ! اگر یک وقت من دیر آمدم ، ایشان را جلو بیندازید تا به جای من نماز بخواند . »
* به نقل از آیت الله حسین نوری

3:47 PM  

Post a Comment

<< Home